تبليغاتX
دارستان
دارستان
-
نگارش در تاريخ توسط محمد شول
نگارش در تاريخ توسط محمد شول

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می‌برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می‌زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می‌گیرد که « والله، بالله من زنده‌ام! چطور می‌خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
 
اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می‌گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌‌گوید. مُرده !»
 
مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی‌افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»

کتاب کوچه /ب2/ص1463 - مرحوم احمد شاملو

امروزه ماست به فراواني در هر مغازه اي يافت مي شود.اما آيا اين ماست هاي موجود در بازار همان ماستي است که مورد نظر دانشمندان و حکماي ما بوده است؟سوال اين است که چگونه مي توان ماست نياکانمان که بسيار سودمند براي بدن است را تهيه نماييم؟
ماست امروزه جايگاه ويژه اي در سبد تغذيه اي خانوار دارد به طوري که کمتر روزي مي شود که ماست در سر سفره ها نباشد.امروزه از ماست به اشکال مختلف استفاده مي کنند. ماست پر چرب،کم چرب،ماست موسير نه تنها در خانه ها بلکه در قريب به اتفاق رستوران ها و هتل ها به عنوان چاشني و همراه غذا سرو مي شود.
گذشته از بحث  سازگاري و عدم سازگاري ماست با بعضي از انواع غذاها ونحوه مصرف آن بايد گفت هنوز بسياري از افراد ازنحوه کشف و فلسفه توليد ماست و فرايند مثبتي و موثري که در بدن ايجاد مي کند کوچکترين اطلاعي ندارند.بسياري از ما با سوالاتي درباره اين محصول لبني دست به گريبانيم که هنوز نتوانسته ايم جوابي علمي براي آن بيابيم؛سوالاتي چون:ماست چيست؟چرا ماست را درست کردند؟مايع ماست از کجا آمده است؟ماست براي بدن چه فوايد و آثار مثبتي دارد؟اکنون در جستاري کوتاه به برخي از اين سوالات پاسخ مي گوييم.

با مطالعه و تحقيق در آثار گذشتگان مي توان دريافت که دانشمندان و حکماي ما قرنها پيش  با علم و دانش غني اي که داشتند،عناصري(به زبان امروزي باکتري)را شناسايي کردند که در برخي گياهان و جانداران نهفته بودند.نياکان ما دريافتند که تکثير اين باکتري ها و انتقال آنها به بدن انسان سر منشأ تغييرات شگرف از نظر کارايي بدن و سلامتي پايدار است و مي تواند حيات بشر را دگرگون سازد.انديشه ها در اين عرصه آغاز شد تا سر انجام دانشمندان از نياکان ما در پرتو سالها آزمايش براي شناسايي بهترين محيط براي تکثير اين باکتري ها دريافتند که اگر  اين باکتري ها در دماي مناسب به شير افزوده شود بهترين محيط تکثير(آگار)براي باکتري ها مي باشد. بدين صورت مي توان درجهت هدف والاي خدمت به نسل بشري گام برداشت و بدين ترتيب نام ماست را براي اين محصول جديد و ارزشمند برگزيدند.
اگر امروز از کسي بپرسيم که ماست را بايد چگونه تهيه کنيم در پاسخ خواهد گفت که با استفاده از چين(يک قاشق ماست)و زدن آن به شير گرم مي توان ماست تهيه کرد.اگر دوباره بپرسيم اگربراي مايه،ماستي در بساط  نداشته باشيم چه کنيم پاسخ خواهد داد که از همسايه يا لبنياتي محل مايه ماستمان را تهيه مي کنيم.با تکرار سوال شخص در خواهد يافت که تا به حال به فکرش خطور نکرده است که اگر ماستي وجود نداشته باشد و ما باشيم و مقداري شير،چگونه مي توان شير را به ماست تبديل کرد.با بيان سابق روشن شد که دانشمندان از نياکان ما باکتري هايي را شناسايي کردند که در برخي گياهان و جانداران وجود داشتند و پي بردند که نمي شود براي جذب باکتري ها آن مواد را مستقيما به بدن منتقل کرد.پس به دنبال راه چاره سالها تحقيق کردند تا شير را بدين منظور شناسايي کردند.حال سوال اينجاست که اين گياهان و جانداران مورد نظر چه هستند که مي توان از طريق آنها باکتري هاي مفيد براي بدن را در شير تکثير داده و ماست تهيه کرد.آيا مراد همين پودرهاي موجود در بازار است که از کشورهاي غربي به اسم مايه ماست در کارخانه هاي پاستوريزه براي توليد ماست استفاده مي شوند؟
بر اساس تحقيقات علمي کشورهاي غربي تا ۳۰سال پيش ماست را نمي شناختند و هم اکنون نيز در برخي کشورهاي آسياي شرقي ماست وجود ندارد و اصلا با ماست کوچکترين آشنايي ندارتد.جاي بسي تعجب است که کشورهايي که هنوز براي ماست لفظي ندارند و از اسم ترکي ياگورت براي ناميدن ماست استفاده مي کنند چگونه به فلسفه و چرايي توليد ماست که ميراث گذشتگان و نياکان ماست و نحوه تهيه درست ماست پي برده اند.آيا آنها دايه مهربان تر از مادر نيستند؟!آيا مواد شيميايي وارداتي به هدف حفظ سلامت نسل بشر وبه اين نيت در شير ريخته مي شود که باکتري هاي مفيد را به بدن منتقل کنند؟!آيا مي توان قبول کرد که آنها در جهت اهداف عاليه انساني که هدف و رسالت پيامبران بوده است براي ما دلسوزي مي کنند و زحمت تهيه مايه ماست را از گردن ما ساقط کرده اند؟!جاي بسي شک و ترديد که  اقتصاد خدا محور در قاموس ادبيات آنها معنايي داشته باشد.
پس به راستي اين مواد شيميايي که به عنوان مايه ماست در هر جا پيدا مي شود چه رسالتي به عهده دارند؟با کمي تأمل و انجام تحقيق مي توان دريافت که اين مايه هاي وارداتي نه تنها در جهت اهداف عاليه نياکان ما قدمي بر نمي دارند، بلکه آنچه که تحقيقات مي گويند اين است که آنها با شناسايي باکتر هايي که براي بدن انسان مضر بوده و عامل بسياري از بيماري هاي لا علاج مي باشد،کوشيده اند تا نسل ما را از طريق جبهه تغذيه به سوي رخوت و سستي و بيماري بکشانند و بدون خونريزي خاکريز هاي ما را يکي پس از ديگري فتح کنند.مردمي که اکثر اوقات خود را صرف دست و پنجه نرم کردن با بيماري و مرگ صرف مي کنند هيچ گاه فرصت شکوفايي در عرصه هاي علم را نخواهد داشت و جامعه بدون انشمند و پشتوانه علمي مدت زيادي نخواهد توانست سر پا بايستد.حال سوال اين است که آيا شير سفت شده ماست ناميده مي شود يا ماست بايد بافرايند خاصي و تحت تأثير باکتري هاي خاصي توليد شود؟
اکنون جواب اين سوال اهميت پيدا مي کند که اگر ما نبايد از مايه وارداتي براي تهيه ماست استفاده کنيم پس از چه استفاده نماييم.در جواب بايد گفت که نياکان ما باکتري هاي موردنظر را در ثعلب کوهي،شيره سفيد انجير،تخم گياه مخصوص ماست و… شناسايي کردند.
مطالب جالبتر در این مورد را در ادامه ی مطلب دنبال کنید.

 

 


ادامه مطلب...

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می‌برند داشتن یک دست بند مسی را توصیه می‌کنند و دلیل این امر را هم کمبود یون‌های مسی در خون ذکر می‌کنند که با تماس دست بندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته می‌شود. از سوی دیگر محققین یکی از علت‌های بروز بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های آلومینیوم در مغز عنوان می‌کنند.

در اين پيام آمده است: تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمه‌های مسی استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار می‌گرفت...

هیچ‌کس نمی‌دونست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیره، فقط می‌دونستند برای پخت غذا خیلی خوبه.


داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به 6 میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.

کمبود یون مس باعث می‌شه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و هی دهن‌دره کنید.

در ضمن هیچ کارتل داروئی نمی‌تونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه.... و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما می‌دهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.

غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی از یون آزاد شده این ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی ایجاد می‌شود و دیگه از اون دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی مخصوصاً برای خانم‌ها نزدیک به دوران عادت ماهیانه دارد.

ولی یک دفعه توی دهه 50 خریداران دوره گرد توی کوچه پس کوچه ها داد زدند:  «قابلمه مسی.. کفگیر آهنی خریداریم» و با یک قیمت مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی می‌دادند که بهش می‌گفتند روحی

هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی  ، قراره کجا بره !؟!؟!؟

بعدش هم که الان ظرف‌های استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود می‌پزه و به کف ظرف نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یون‌های مضر در این ظروف استیل و تفلون عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و ... می‌تونند در جا یک کودک 6 ماهه را ظرف یک سال به بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی 5 سال به بیماری‌های کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان.

بهتره برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید.

این کفگیر آهنی در قابلمه مسی پخت غذا ، حکایتی است که در روستاهای سیرجان هم تا همین یکی دو دهه پیش مرسوم بود ( و شاید گوشه و کنار ، الان هم بشود دید)  اما جالبه بدونید توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب می‌اندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره... این کار باعث آزاد شدن یون‌های آهن و سلامتی بدن می‌شود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان خون می‌شوند.

شادروان امين پور میگوید:بعضى آدمها جلد زركوب دارند،بعضى جلد سخت و ضخيم و بعضى جلد نازك.بعضى اصلا جلد ندارند.بعضى آدمها با كاغذ كاهى چاپ مى شوند و بعضى با كاغذ خارجى.بعضى از آدمها ترجمه شده اند.بعضى آدمها تجديد چاپ مى شوند و بعضى از آدمها فتوكپى يا رونوشت آدمهاى ديگرند.روى پيشانى بعضى از آدمها نوشته اند:حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.بعضى از آدمها قيمت روى جلد دارند.بعضى با چند درصد تخفيف به فروش مى رسند.بعضى آدمها را بايد چندبار بخوانيم تامعنى آنها را بفهميم بعضى از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت..

نگارش در تاريخ توسط محمد شول

۱۶ خطای چشم
دیگر به چشمان خود هم اعتماد نکنید !

راهنمایی: برای دیدن عکسها در اندازه واقعی کلید شیفت را پایین نگهداشته و روی تصویر کلیک نمایید.

1-1 
آیا میتوانید نقاط سیاه را دقیقا بشمارید؟


checkershadow-AB
آيا باورتان مي شود كه دو مربع A و B در شكل زير همرنگ هستند؟


1-53
چند اسب در عكس زير مي بينيد؟


1-44
آيا ممكن است كه مساحت با تغيير جاي قطعات آن تغيير كند؟


1-11
چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟


1-12
آيا مي توانيد در عكس زير 4 گرگ ببينيد؟


1-25
آیا تصویر در حال چرخیدن و موج زدن است؟


1-26
به نقطه خاكستري وسط تصوير زير نگاه كنيد.
سپس سر خود را عقب و جلو ببريد. آیا واقعا میچرخند؟


1-57
دو عاشق پير ،دو نوازنده،يك گلدان،يا يك زن؟


1-58
آيا مي توانيد 9 چهره در تصوير زير ببينيد؟


1-60
اين دو مرد از پله بالا ميروند يا پايين؟


1-40
تصوير زير شبيه يك مارپيچ است.اما بواقع چند دايره است 


1-36
كدام سرباز بلندتر است؟
جواب: هرسه یک اندازه اند!



آیا واقعا این تصویر حرکت میکند؟




این چرخ دنده ها میچرخند یا نه؟



رودخانه در حال حرکت است؟

نگارش در تاريخ توسط محمد شول
 

مارگرت لیوینگ استون ، عصب شناس و استاد دانشگاه هاروارد اظهار می کند:
زمانی که داوینچی در قرن شانزدهم این اثر را خلق کرد ، اجزای صورت او را طوری شکل دادراز لبخند ملیح مونالیزای داوینچی
که وقتی یک نفر به طور مستقیم به لب ها نگاه می کند ، در یک لحظه خنده ناپدید شده و
درست در همان لحظه ، وقتی به بخش دیگری از تصویر نگاه می کند ، خنده پدیدار میشود .

به عقیده مارگرت لیوینگ‌ستون Margaret Livingstone عصب‌شناس، لبخند مونالیزا ناشی از خطای حسی است که در چشم انسان هنگام پردازش تصاویر ایجاد می‌شود.
مارگرت لیوینگستون نظریه‌ی خویش را در کنگره اروپایی ادراک بصری در اسپانیا عنوان کرد. این نظریه، کلیدی بر کشف راز پانصد ساله‌ی مشهورترین نقاشی لئوناردو داوینچی است.


او همچنین عنوان کرد: هنرمندان ، تحقیق در مورد پردازش بصری مغز را خیلی پیشتر از ما عصب‌شناسان ، آغاز کرده اند .


مارگرت لیونگستون ، که استاد دانشگاه هاروارد است اظهار می کند : زمانی که داوینچی در قرن شانزدهم این اثر را خلق کرد، اجزای صورت را طوری شکل داد که وقتی یک نفر به طور مستقیم به لب‌ها نگاه می‌کند ، در یک لحظه خنده ناپدید شده و درست در همان لحظه ، وقتی به بخش دیگری از تصویر نگاه می کند ، خنده پدیدار می‌شود.


داوینچی این خطای حسی را با استفاده از حقه هایی که امروزه در علم پزشکی داری تعریف و مبنای علمی هستند ، ایجاد کرده است. او می‌دانست که چشم انسان دیدی کاملا مرکزی دارد با این‌همه این دید مرکزی ـ اگر چه نه با همان دقت ـ بر تشخیص جزئیات و پیرامون جسم قابل رویت توانا است .


وی گفت: لئوناردو داوینچی ،خنده‌ی مشهور تابلوی مونالیزا را بااستفاده از سایه هایی که ما به بهترین شکل با دید پیرامونی می‌بینیم در چهره ایجاد کرده است.
و بهمین دلیل ، این خنده زمانی مشهود است که در چهره‌ی وی به چشمهایش یا قسمتی دیگر منهای لبها نگاه می کنیم. در واقع لب‌های مونالیزا در محدوده‌ی پیرامونی دید قرار دارند.


خانم لیوینگ ستون ، پس ازبیان ایده هوشمندانه‌ی خود در مورد چیستی لبخند جادویی بر لبان مونالیزا ، اثر لئوناردو داوینچی ، هم اینک مشغول بررسی ، آثار دیگر نوابغ عرصه هنر در مورد به‌کارگیری این اصل علمی در هنر نقاشی می باشد.

ترجمه: سمیرا تهرانی
منبع : Artdaily Saturday,

سیرجان

شریک اباد

03453560000

جهانشاهی

1386/06/28

سیرجان

پاریز

03453223333

زینلی

1386/08/07

سیرجان

پسوجان

09132478633

ارجمند

1386/08/07

سیرجان

شریف آباد

09133458801

کریم الدینی

1386/08/14

سیرجان

بلورد

03453423455

خانم بلوردی

1386/09/19

سیرجان

زید آباد

03453360000

ایران نژاد

1386/10/05

سیرجان

اسطور

03453640001

شهریاری

1386/10/25

سيرجان

اميرآباد شول

03453520133

محمد شول

1385/01/20

سيرجان

خسرواني

03453480133

اعظم پور ایزد ابادی

1385/01/20

سيرجان

سعادت آباد

03453380133

نسیبه مسعودی

1385/01/20

سیرجان

عزت آباد

03453240118

حسن سالاری

1385/01/25

سیرجان

عماد آباد

03454350005

نسیبه عماد ابادی

1385/01/20

سيرجان

محمود آباد سيد

03453350333

طیبه شریف فر

1385/01/25

سيرجان

ملك آباد

03453460000

معصومه دولتی

1385/01/26

سيرجان

نجف شهر

03453340127

سمیه نجف ابادی

1385/01/26

 

نگارش در تاريخ توسط محمد شول
کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت

--

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش, بلکه به نا گفته هايش گوش كن

--

دستهایی که کمک می کنند از لبهایی که دعا می کنند مقدس تر هستند

--

زيباترين توصيف را از وضعيت انسان امروز ماتيو آرنولد (Matthew Arnold) شاعر انگليسي به عمل
آورده است كه مي گويد :
بين دنيايي كه مرده است و دنيايي كه قدرت تولد را ندارد سرگردان مانده ام

--

گاهي دل دليل هايي دارد كه عقل از فهميدن آنها عاجز است.

--

پختگي يعني جديتي كه بچه ها موقع بازي دارند.
"نيچه"

--

در جهنم تنبيهي وجود ندارد به جز اينكه بايد وظايفي را كه در زندگي ات نا تمام رها كرده اي از اول شروع كني و تمام كني
"آندره زيد"

--

بگذار كه دوستي كم كم به اوج برسد اگر اين رسيدن برق آسا باشد ناگهان از نفس مي افتد و متوقف مي شود
"ولتر"

--

با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید

جیمز آلن

نگارش در تاريخ توسط محمد شول

يک بوسه ز لبهاي تو در خواب گرفتم

گويي که گل از چشمه مهتاب گرفتم

در برکه اشکم همه دم نقش تو ديدم

اين هديه خوبيست که از آب گرفتم

هرگز نتواني که زمن دور بماني

چون در دل خود عکس تورا قاب گرفتم

نگارش در تاريخ توسط محمد شول
اين درختان چه دارند كه چنين احساس هاي كهني را در من برمي انگيزند؟
آنان چه موجودات ساكت و ساكني هستند!
به نظر مي رسد آن ها شرافتي را حمل مي كنند كه نتيجه ي شناخت ابديت است و آن ها
نماينده ي چيزي هستند كه من بايد بدانم و يا وقتي مي دانسته ام. شكل آن ها فقط زيبا و شكيل نيست،
آن ها چنان اغواگر و چنان جذاب هستند كه بيانگر چيزي بي شكل هستند كه من حتي احساس مي كنم
نياز ندارم دركش كنم، بلكه مشتاقم در آن دربرگرفته شوم.
غريزه اين است كه به سمتشان بروم و ارتباط پيدا كنم، ولي درآغوش گرفتن يا لمس درخت به نظر نمي آيد كه نكته ي اصلي باشد. و مي دانم كه بيشتر اوقات، شما را همچون يك درخت احساس كرده ام،
زيرا كه همان كيفيت ها را داريد.
آيا درختان سعي مي كنند چيزي به ما بگويند؟

نوشته: گوتام بودا

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
سیرجانی ها در اینترنت
سایت های برگزیده

 




ترجمه نوشته های وبلاگ به تمام زبانهای زنده دنیا
قالب وبلاگ