خبرگزاری ایسنا
موضوع خبر:
يكي از آثار نادعليان كه به باغ سنگي هديه شد.
برای مشاهده عکسها در اندازه بزرگ ، روی آنها کلیک کنید.![]()
![]()
پیشنهاد می کنیم برای آشنایی با استاد دکتر احمد نادعلیان اینجا کلیک کنید.
دو نفر در روستاي "بلورد" سيرجان كهبا استفاده از پمپ برقي در حال لايروبي چاهبودند، براثر برق گرفتگي جان باختند. فرمانده پاسگاه انتظامي بلورد در اين ارتباط به ايرنا، گفت: در اين حادثه "حسين بلوردي" ۲۹ساله و "محمد بلوردي" ۳۲ساله كه براي لايروبي، به درون چاه آب رفته بودند ، جان خود را از دست دادند. سروان "حسن سليمي"، علت فوت اين دو نفر را نقص فني پمپ و اتصال برق با آب درون چاه عنوان كرد. قابل ذكراست، خشكساليهاي چند سال گذشته در منطقه سيرجان موجب شده تا ساكنان مناطق روستايي براي تامين آب موردنياز خود در نظافت و آبياري باغچهها،اقدام به حفر چاه در حياط منازل خود نمايند.
منبع خبر : ایرنا
درويشخان و باغ سنگی |
درويشخان به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه |
درويشخان |
درويشخان |
درويشخان |
درويشخان به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه |
باغ سنگي |
باغ سنگي |
باغ سنگي |
باغ سنگي |
باغ سنگي |
باغ سنگي |
درويشخان و باغ سنگی |
باغ سنگي , درويشخان |
باغ سنگي |
باغ سنگي و درویش خان |
جملات واژه:
-نزديك به چهار دهه است كه در 45کیلومتری جنوب شرقی سیرجان به شيراز از استان كرمان باغي با ميوههای سنگي به همراه باغبان كر و لالش خودنمايي ميكند. درويشخان اسفنديارپور به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه در كنار باغش روزگار ميگذرانند.
خالق باغ سنگي سيرجان
«درويش خان اسفنديار پور» (ناشنوا) ، سازنده باغ سنگي سيرجان و بازيگر فيلم « باغ سنگي»
اين باغ از شاهكارهاي تاريخ است. در نزديكي دهستان بلورد واقع در روستاي مياندوآب و در فاصلة 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و به دست فردي ناشنوا به نام "درويش خان گنگ اسفنديار پور" كه به كشاورزي اشتغال داشته...
وي كه يكي از زمينداران سيرجان بود؛ چند سال بعد از انجام اصلاحات ارضي، در سال 1340 كه بسياري از زمينهايش را از دست داد، به نشانه اعتراض درختهاي باغش را كه همه آنها خشك شده بود با آويزان كردن سنگ زينت بخشيد.
باغ سنگي يكي از جاذبههاي ديدني استان و شهر سيرجان است كه مردم زيادي از آن ديدن ميكنند. باغ سنگي در 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و در نزديك روستاي بلورد واقع شده است.
درويش خان در سال 1355 در فيلم « باغ سنگي» ساخته پرويز كيمياوي بازي كرد كه در جشنوارههاي داخلي و خارجي بسياري به نمايش درآمد.
در اين فيلم درويش خان، مردي ناشنوا ، و خانواده اش از طريق شباني در صحرا زندگي مي كنند. روزي درويش خان در صحرا مي آرامد و خواب نما مي شود. پس از بيدار شدن تخته سنگ عجيبي را زير سر خود مي بيند و آنرا به خانه مي برد و به درختي مي آويزد. درويش خان، روزهاي بعد، قطعه سنگ هاي ديگري مي يابد. با سيم هاي تلگراف سنگ ها را به درخت هاي اطراف چادرش آويزان مي كند. به زودي باغي از سنگ در اطراف چادر برپا مي شود. مردم از روستاهاي دور و نزديك براي تماشا و تبرك و بستن دخيل به باغ سنگي مي آيند. همسر درويش خان از مردم در ازاي آمدن به باغ سنگي پول و هديه مطالبه مي كند، و با طمع ورزيهايش زندگي درويش خان را برمي آشوبد.
پيكر درويش خان پس از 90 سال زندگي 19 فروردين ماه 1386 درگذشت و در محل باغ سنگي بلورد سيرجان به خاك سپردند.
به زودی مطالبی در مورد روستای بلورد سیرجان به این بخش اضافه خواهد شد.
میتوانید برای تسریع ، مطالب و پیشنهادات خود را در بخش نظرات بنویسید.
باغبان باغ سنگی درگذشت و راز سر به مهر این درختان خشک را که میوه هایش همه از سنگ بود با خود برد.
کوچکترین کار درویش خان این بود که از سنگ هایی که ما روزانه هزاران از آنها در زیر قدم ما هستند و شاید توجه کمتری به آنها میکنیم ، این سنگها را بالا کشید و بر درختان خشک نمایشگاهی از تابلو سنگ ها که هرکدام دفتری از معرفت کردگار بودند ساخت.
من که سراغ ندارم نقاشی به این زیبایی طبیعت را به تصویر بکشد.
تا زمانی که پرویز کیمیاوی فیلم ( باغ سنگی) را نساخته بود ، کمتر کسی به این پیر مرد توجه داشت.. از آنزمان حتی بیرون از مرزها این مرد شناخته شد.
کارگردان این فیلم جایی گفته بود پس از نمایش این فیلم در یکی از جشنواره های خارج از کشور ، در مورد فیلم و دکور فیلم به من گفته شد: بسیار دکور زیبا و با محتوایی ساخته بودید. گفتم این یک دکور طبیعی بود و درختها و سنگها ساخته دست من نبود... باز گفتند: آن پیرمرد هم بازیگر توانایی بود... و من جوابدادم: پیرمرد هم طبیعی بود ، بازی نمیکرد ، زندگی میکرد.!
در هفته گذشته باغبان پیر و گنگ باغ سنگی سیرجان رخت از باغ بربست . گرچه در مراسم تشییع این باغبان کر و لال مقاماتی هم از میراث فرهنگی بودند ، اما مردنش نیز مانند زنگی اش غریب بود... تا آیندگان چه قضاوت کنند.

![]()
![]()
![]()
حالا از همان بلندی، به آینده می نگرم. سرشاخه های پرطراوت درخت سنگی را می بینم که تا دور دست پیش رفته است. نسلهایی را می بینم که چشم به راه ثمر چینی از این درخت تناورند. آیا آیندگان را نصیبی از این درخت هست! سعی می کنم برای سؤال خود پاسخی پیدا کنم. به صورت مطمئن باغبان و دوستدارانش که می نگرم، به خودم اطمینان می دهم که بله حتماً هست! و آهسته با پیر مرد باغبان - خالق این باغ سنگی ، خالق این راز سر به مهر- خدا حافظی میکنم!!!


