امروزه ماست به فراواني در هر مغازه اي يافت مي شود.اما آيا اين ماست هاي موجود در بازار همان ماستي است که مورد نظر دانشمندان و حکماي ما بوده است؟سوال اين است که چگونه مي توان ماست نياکانمان که بسيار سودمند براي بدن است را تهيه نماييم؟
ماست امروزه جايگاه ويژه اي در سبد تغذيه اي خانوار دارد به طوري که کمتر روزي مي شود که ماست در سر سفره ها نباشد.امروزه از ماست به اشکال مختلف استفاده مي کنند. ماست پر چرب،کم چرب،ماست موسير نه تنها در خانه ها بلکه در قريب به اتفاق رستوران ها و هتل ها به عنوان چاشني و همراه غذا سرو مي شود.
گذشته از بحث سازگاري و عدم سازگاري ماست با بعضي از انواع غذاها ونحوه مصرف آن بايد گفت هنوز بسياري از افراد ازنحوه کشف و فلسفه توليد ماست و فرايند مثبتي و موثري که در بدن ايجاد مي کند کوچکترين اطلاعي ندارند.بسياري از ما با سوالاتي درباره اين محصول لبني دست به گريبانيم که هنوز نتوانسته ايم جوابي علمي براي آن بيابيم؛سوالاتي چون:ماست چيست؟چرا ماست را درست کردند؟مايع ماست از کجا آمده است؟ماست براي بدن چه فوايد و آثار مثبتي دارد؟اکنون در جستاري کوتاه به برخي از اين سوالات پاسخ مي گوييم.
با مطالعه و تحقيق در آثار گذشتگان مي توان دريافت که دانشمندان و حکماي ما قرنها پيش با علم و دانش غني اي که داشتند،عناصري(به زبان امروزي باکتري)را شناسايي کردند که در برخي گياهان و جانداران نهفته بودند.نياکان ما دريافتند که تکثير اين باکتري ها و انتقال آنها به بدن انسان سر منشأ تغييرات شگرف از نظر کارايي بدن و سلامتي پايدار است و مي تواند حيات بشر را دگرگون سازد.انديشه ها در اين عرصه آغاز شد تا سر انجام دانشمندان از نياکان ما در پرتو سالها آزمايش براي شناسايي بهترين محيط براي تکثير اين باکتري ها دريافتند که اگر اين باکتري ها در دماي مناسب به شير افزوده شود بهترين محيط تکثير(آگار)براي باکتري ها مي باشد. بدين صورت مي توان درجهت هدف والاي خدمت به نسل بشري گام برداشت و بدين ترتيب نام ماست را براي اين محصول جديد و ارزشمند برگزيدند.
اگر امروز از کسي بپرسيم که ماست را بايد چگونه تهيه کنيم در پاسخ خواهد گفت که با استفاده از چين(يک قاشق ماست)و زدن آن به شير گرم مي توان ماست تهيه کرد.اگر دوباره بپرسيم اگربراي مايه،ماستي در بساط نداشته باشيم چه کنيم پاسخ خواهد داد که از همسايه يا لبنياتي محل مايه ماستمان را تهيه مي کنيم.با تکرار سوال شخص در خواهد يافت که تا به حال به فکرش خطور نکرده است که اگر ماستي وجود نداشته باشد و ما باشيم و مقداري شير،چگونه مي توان شير را به ماست تبديل کرد.با بيان سابق روشن شد که دانشمندان از نياکان ما باکتري هايي را شناسايي کردند که در برخي گياهان و جانداران وجود داشتند و پي بردند که نمي شود براي جذب باکتري ها آن مواد را مستقيما به بدن منتقل کرد.پس به دنبال راه چاره سالها تحقيق کردند تا شير را بدين منظور شناسايي کردند.حال سوال اينجاست که اين گياهان و جانداران مورد نظر چه هستند که مي توان از طريق آنها باکتري هاي مفيد براي بدن را در شير تکثير داده و ماست تهيه کرد.آيا مراد همين پودرهاي موجود در بازار است که از کشورهاي غربي به اسم مايه ماست در کارخانه هاي پاستوريزه براي توليد ماست استفاده مي شوند؟
بر اساس تحقيقات علمي کشورهاي غربي تا ۳۰سال پيش ماست را نمي شناختند و هم اکنون نيز در برخي کشورهاي آسياي شرقي ماست وجود ندارد و اصلا با ماست کوچکترين آشنايي ندارتد.جاي بسي تعجب است که کشورهايي که هنوز براي ماست لفظي ندارند و از اسم ترکي ياگورت براي ناميدن ماست استفاده مي کنند چگونه به فلسفه و چرايي توليد ماست که ميراث گذشتگان و نياکان ماست و نحوه تهيه درست ماست پي برده اند.آيا آنها دايه مهربان تر از مادر نيستند؟!آيا مواد شيميايي وارداتي به هدف حفظ سلامت نسل بشر وبه اين نيت در شير ريخته مي شود که باکتري هاي مفيد را به بدن منتقل کنند؟!آيا مي توان قبول کرد که آنها در جهت اهداف عاليه انساني که هدف و رسالت پيامبران بوده است براي ما دلسوزي مي کنند و زحمت تهيه مايه ماست را از گردن ما ساقط کرده اند؟!جاي بسي شک و ترديد که اقتصاد خدا محور در قاموس ادبيات آنها معنايي داشته باشد.
پس به راستي اين مواد شيميايي که به عنوان مايه ماست در هر جا پيدا مي شود چه رسالتي به عهده دارند؟با کمي تأمل و انجام تحقيق مي توان دريافت که اين مايه هاي وارداتي نه تنها در جهت اهداف عاليه نياکان ما قدمي بر نمي دارند، بلکه آنچه که تحقيقات مي گويند اين است که آنها با شناسايي باکتر هايي که براي بدن انسان مضر بوده و عامل بسياري از بيماري هاي لا علاج مي باشد،کوشيده اند تا نسل ما را از طريق جبهه تغذيه به سوي رخوت و سستي و بيماري بکشانند و بدون خونريزي خاکريز هاي ما را يکي پس از ديگري فتح کنند.مردمي که اکثر اوقات خود را صرف دست و پنجه نرم کردن با بيماري و مرگ صرف مي کنند هيچ گاه فرصت شکوفايي در عرصه هاي علم را نخواهد داشت و جامعه بدون انشمند و پشتوانه علمي مدت زيادي نخواهد توانست سر پا بايستد.حال سوال اين است که آيا شير سفت شده ماست ناميده مي شود يا ماست بايد بافرايند خاصي و تحت تأثير باکتري هاي خاصي توليد شود؟
اکنون جواب اين سوال اهميت پيدا مي کند که اگر ما نبايد از مايه وارداتي براي تهيه ماست استفاده کنيم پس از چه استفاده نماييم.در جواب بايد گفت که نياکان ما باکتري هاي موردنظر را در ثعلب کوهي،شيره سفيد انجير،تخم گياه مخصوص ماست و… شناسايي کردند.
مطالب جالبتر در این مورد را در ادامه ی مطلب دنبال کنید.
ادامه مطلب...
معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج میبرند داشتن یک دست بند مسی را توصیه میکنند و دلیل این امر را هم کمبود یونهای مسی در خون ذکر میکنند که با تماس دست بندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته میشود. از سوی دیگر محققین یکی از علتهای بروز بیماری آلزیمر را رسوب یونهای آلومینیوم در مغز عنوان میکنند.
در اين پيام آمده است: تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمههای مسی استفاده میکردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار میگرفت...
هیچکس نمیدونست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیره، فقط میدونستند برای پخت غذا خیلی خوبه.
داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به 6 میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.
کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و هی دهندره کنید.
در ضمن هیچ کارتل داروئی نمیتونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه.... و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما میدهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.
غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی از یون آزاد شده این ظرف استفاده میکند و در بدن شما فوقالعاده احساس نشاط و انرژی ایجاد میشود و دیگه از اون دهندرگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی مخصوصاً برای خانمها نزدیک به دوران عادت ماهیانه دارد.
ولی یک دفعه توی دهه 50 خریداران دوره گرد توی کوچه پس کوچه ها داد زدند: «قابلمه مسی.. کفگیر آهنی خریداریم» و با یک قیمت مناسب این قابلمهها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی میدادند که بهش میگفتند روحی
هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی ، قراره کجا بره !؟!؟!؟
بعدش هم که الان ظرفهای استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود میپزه و به کف ظرف نمیچسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یونهای مضر در این ظروف استیل و تفلون عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و ... میتونند در جا یک کودک 6 ماهه را ظرف یک سال به بیماریهای کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی 5 سال به بیماریهای کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان.
بهتره برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید.
این کفگیر آهنی در قابلمه مسی پخت غذا ، حکایتی است که در روستاهای سیرجان هم تا همین یکی دو دهه پیش مرسوم بود ( و شاید گوشه و کنار ، الان هم بشود دید) اما جالبه بدونید توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب میاندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره... این کار باعث آزاد شدن یونهای آهن و سلامتی بدن میشود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماریهای خونی و سرطان خون میشوند.

