تاريخچه سيرجان
نام اين شهر سيرگان بوده است و بناي آن را به بهمن اشكاني نسبت ميدهند، اعراب آن را سيرجان مينامند. در قرون وسطي ايالت كرمان داراي دو كرسي بود : سيرگان و بردسير.
جغرافيا نويسان اسلامي سيرگان را به صورت ( السيرجان ) ضبط كردهاند. خرابههايي كه در ساليان اخير در محل قلعه سنگ در شرق سعيدآباد كه بر سر راه بافت كشف شد، به احتمال زياد همان محل سيرگان قديم است. پس از استيلاي مسلمانان بر ايران، كرمان همچنان مركز ايالت بود و اين موقعيت را تا اواسط قرن چهارم هجري كه جنوب ايران به تصرف آل بويه درآمد، حفظ كرده بود. در زمان اين سلسله مركزيت ايالت كرمان از سيرگان به برد سير منتقل شد، به همين علت سيرگان اهميت و اعتبار خود را از دست داد. پس از حمله مغول، سيرجان به تصرف سلاطين آل مظفر درآمد و بعد از انقراض اين سلسله توسط امير تيمور، شخصي به نام گودرز هنوز در آن منطقه حكومت ميكرد. سرانجام تيموريان پس از دوسال محاصره شهر را به تصرف در آوردهاند و آن را به ويرانهاي مبدل ساختهاند. سيرجان امروزي رو به آبادي و توسعه تجاري و صنعتي است و بارانداز معروف و پر رونقي دارد.
تاريخ سيرجان در گذر زمان
سيرجان يكي از مهمترين شهرهاي استان كرمان محسوب مي گردد . اين شهر تاريخي كه در مغرب كرمان واقع شده ، از سمت غرب با خاك فارس همجواراست و چون بر سر راه فارس و بندرعباس قرار گرفته ، اهميتي ويژه دارد . سيرجان كه در قديم شهري بزرگ بوده و شهريجان نام داشته ، به دليل موقعيت جغرافيايي آن گاه مركزيت داشته است . ولي به تدريج در اثر وقايع مختلف تاريخي رو به ويراني نهاد . ميرزا سعيد كلانتر روستاي جديدي آباد كرد كه كم كم توسعه يافت و به سعيد آباد معروف شد كه امروزه مركز سيرجان است .
قديمي ترين سندي كه از سيرجان به دست رسيده ، نوشته ابن اثير است كه مي نويسد : « گشتاسب كه يكي از پادشاهان قديم ايران بود و دين سليمان را داشت ، دين زرتشت را پذيرفت و در كوهستاني كه تمبور نام داشت ، جاي گرفت و در حالت تقيه به عبادت مشغول شد . »
بنا به نوشته بعضي از كتب تاريخي ، قدمت سيرجان را به دوره بلاش از پادشاهان اشكاني مي دانند . مؤيد محسني مقاله اي در نشريه فرهنگ سيرجان در سال 1336 هجري شمسي دارد كه درباره بناي شهر سيرجان نوشته است :
« نام آن سيرگان بوده و از آثار و بناهاي خسرو ابن موسي ابن هرمز ، نهمين پادشاه اشكاني است ، كه تقريباً دويست سال پيش از زمان اردشير بابكان سر سلسله ساسانيان و باني كرمان بوده و در استيلا اعراب او را معرب كرده و سيرجانش ناميدند.»
زان گوره در كتاب خواجه تاجدار ، شرحي از سيرجان مي نويسد و مشخص مي كند كه سيرجان قبل از اشكانيان آباد بوده و توضيح مي دهد : «سيرجان قديم ، به قول مورخين قديم از جمله سيسرون و كتزياس طبيب و مورخ معروف كه در دوره هخامنشيان مي زيسته اند ، داراي ده محله بوده و در هر يك از محلات آن شهر ، يك دسته از مردم زندگي مي كرده اند . »
اما آنچه آشكار است شهر سيرجان قبل از اشكانيان نيز آباد بوده و آن طور كه در تاريخ كرمان نوشته احمد علي خان وزيري آمده «اسكندر در مراجعت از هندوستان ، از روي قلعه سنگ كه محل قديم سيرجان است ، عبور نموده و از طريق بوانات به پاسارگاد رفته است . »
مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب كه نقشه خط سير لشكر كشي اسكندر را ترسيم و چاپ نموده ، مسير حركت اسكندر را از هندوستان از روي ” قلعه سنگ “ سيرجان مشخص كرده و فاصله سيرجان تا پرسپوليس را 324 كيلومتر نوشته ، اسكندر از پرسپوليس به پاسارگاد و از آنجا از طريق دربند نارس به شوش و از شوش به بابل رفته و در آنجا درگذشته است . سيرجان تا زمان سامانيان مركز ايالت كرمان بوده و در نيمه دوم قرن چهارم مركز ايالت از سيرجان به كرمان منتقل شد تا به سامانيان كه در خراسان بودند ، نزديكتر باشد .
اين شهر در زمان ساسانيان ” سيرگان “ ناميده مي شد. وجه تسميه آن به ”سيرگان“ به اين جهت است كه داراي قناتهاي زيادي است كه در زمانهاي پيش آباد شده و از حيث كان و كاريز تمام بوده است .
سيرجان يكي از شهرهاي قديمي و مهم ايران بوده كه هنوز آثار خرابه هاي آن در قسمت شرقي شهر كنوني به نام ” قلعه سنگ “ باقي و به طوري كه در تواريخ ثبت شده است ، در زمان اشكانيان مركز كرمان بوده است . اين شهر قديم در محل ” قلعه سنگ “ ، كه در فاصله 9 كيلومتري شهر فعلي سيرجان است ، قرار داشته و تا سال 796 هجري قمري آباد بوده و در اين تاريخ به وسيله ” ايدكو “ ، سردار تيمور كه دو سال شهر را درمحاصره داشته ، نابود و با خاك يكسان مي شود . موقعيت دوم شهر سيرجان در محل باغ عيد است كه مردمن روي خرابه هاي شهر عيد ، بازار ، مسجد و كاروانسرا مي سازند و زندگي خود را در اين شهر جديد از سر مي گيرند . اين شهر هم توسط افغانها خراب مي شود و شهر فعلي سيرجان ، 215 سال عمر دارد . اين شهر سيرجان طبق گفته ياقوت حموي از شيراز آن روز بزرگتر بوده و داراي 8 دروازه بوده ، چهل ستون و دو قنات داشته و قلعه سنگ چون دژي محكم در 9 كيلومتري آن قرار داشته است .
سیر جان
شهرستان سیرجان با 811/13552 كيلومتر مربع مساحت ، از شهرهاي مهم استان مي باشد كه بر سر راه ترانزيت (آسفالته ـ راه آهن) كشورهاي آسيايي ميانه به بندرعباس، قرار دارد .
حدود بيست اثر تاريخي و فرهنگي در آن ثبت شده است كه از جمله آنها مي توان : از (قلعه سنگ و امام زاده علي ) در حومه شهر و آرامگاه (شاه حمزه الرحمان) در تكيه چهارگنبد نام برد . سيرجان روزگاري مركزيت استان كرمان را دارا بوده و تاريخي پر از فراز و فرود دارد
اين شهرستان شامل بخشهاي مركزي و پاريز مي باشد .

بادگير چپقي هم از آثار منحصر به فرد معماري در ايران است كه در باقيمانده خانه سيد علياصغر رضوي قرار گرفته است.
سازنده اين بنا حاج سيد محمد شجاعي است كه آن را در زمان پهلوي اول از روي دودكش كشتيها ساخته و تلفيقي از معماري و صنعت است.
بادگير چپقي با شبكههاي هندسي و منظمي كه در زير آن قرار گرفته بر روي فضاي مستطيل شكل شمال شرقي خانه واقع شده است، بادگير چپقي داراي ۴ دهانه است كه از هر طرف باد بوزد آن را از مسير دهليزهاي خود به پايين ميفرستد.

شاه فيروز ،يکی از بناهای تاريخی سيرجان است که شامل يک ساختمان چهارطاقی آجری با هشت ستون ، و سقفی گنبدی شکل است که برروی اين ستون ها زده شده. اين بنا بر بالای تپه ای در دوازده کيلومتری جنوب شرقی سيرجان و در کنار جاده سيرجان - بافت ، در سه کيلومتری شرق امامزاده علی و قلعه سنگ قرار دارد.
آجرهای اين بنا به شکل مربع می باشند و مردم اين نواحی نقل می کنند که در ساختمان آن از شير شتر استفاده شده تا بنا محکم ساخته شود و پا برجا بماند. در اطراف آن ، و در تمام سطح تپه ای که بنا بر روی آن ساخته شده ، قسمتهای شکسته و باقيمانده ظروف سفالی به چشم می خورد و وجود تمدنی عظيم را در اين نواحی نشان می دهد. چهار ستون از اين ساختمان خراب شده و فرو ريخته ، اما سقف آن هنوز بر روی چهار ستون محکم ديگر باقيمانده است. برش داخلی سقف آن که به شکل بناهای اسلامی تزيين و ساخته شده يادآور سبک معماری اسلامی است. اما به نظر می رسد که اين زمانی آتشکده بوده و در کف اين ساختمان ، نشانه حفره ای مستطيل شکل است که احتمالا به بوسيله افرادی که بدنبال اشيا عتيقه هستند. مورد کندکاو واقع شده است.
در سيرجان قومی بوده به اسم قوم شول و يا صول که در زمان انوشيروان بخاطر عدم اطاعت از او قتل عام شدند و تنها هشتاد نفر از آنها باقی ماند. اين قوم اکنون هم در سيرجان و بخصوص در روستاهای اطراف همين ساختمان و در اميرآباد و دارستان مسکن دارند به استناد نوشته استاد باستانی پاريزی حقيقت موضوع اخير قوت بيشتری می يابد.
«تنها نکته ای که بايد عرض کنم آن است که در همين کرمان ، يعنی نزديک سيرجان ، يک چهار طاقی زيبای آتشکده مانندی هست که به نام شاه فيروز شهرت دارد و درست در همان جا است که هم اکنون طوايف شول در آنجا نزديک قلعه سنگ و کوه خواجويي مسکن دارند. آيا احتمال نمي شود داد که اين تعداد کم را شاه دستور داده باشد که در همين محل که به نام شاه فيروز خوانده مي شود يک روز شاه رام فيروز نام داشته اسکان داده باشد ».
در ترجمه کتاب نولد که نوشته شده است : « قوم ديگری به نام شول بگرفت (خسرو انوشيروان) و بفرمود تا همه را بکشند و تنها هشتاد تن از گردان ايشان را زنده گذاشتند و فرمود تا ايشان را در شهرام پيروز جای دهند. اين گروه نيز می بايست او را در جنگها ياری دهند ».
آن طور که مردم سيرجان مي گويند ، اين متعلق به ابوکاليجار پسر عضدالدوله ديلمی است که در اثر خوردن گوشت آهو دل درد و بيمار شده و در همين محل در گذشته و او را بر فراز اين تپه دفن کرده اند.
اگر بخواهيم اين ساختمان را به يک آتشکده نسبت دهيم ، مدارک و شواهد تاريخی بهتری در دست داريم. ابن اثيرمي نويسد : « گشتاسب ، که يکی از پادشاهان قديم ايران بود و دين حضرت سليمان را داشت ، در زمان او زردشت ظهور کرد تنبور ، به عبادت مشغول شد».
از شاه فيروز تا کوه تنبور ، فاصله زيادی نيست و حدود سه چهار کيلومتر بيشتر نمی باشد. با اين توصيف و با مراجعه به کتاب فرهنگ جغرافيايي ايران ، که اين بنا را آتشکده دانسته ، به احتمال زياد آتشکده همان شاه فيروز بوده که به علت استحکام بنا و حفاظتی که از آن بعمل آمده باقی مانده. اندود کاهگلی که بر پوشش داخلی سقف آن نمايان است ، نشان می دهد که حدود قرني ، پيش آن را تعمير و مرمت کرده اند.
اينطور به نظر می رسد که مردم اين نواحی ، نه به علت اطلاع از سابقه تاريخی ، بلکه به خاطر شباهت به يک مقبره آن را مرمت و نگهداری ، و حتی شايد زيارت می کرده اند. يک ضرب المثل قديمی هم در مورد شاه فیروز در سيرجان هست که محتوای آن تاييد کننده نظر کسانی که آن را آتشکده دانسته اند و آن اين است که اگر بخواهند بی خاصيتی شخصی را عنوان کنند. مي گويند : «فلانی مثل شاه فيروز (نه کور میکند و نه شفا میدهد)
آرامگاه میر زبیر
اين بنا در شرق روستاي شريف آباد از توابع دهستان سعادت آباد سيرجان در كنار قبرستان روستا قرار دارد. فضاي داخلي بنا داراي تزئينات و كتيبههاي متعددي است كه هر كدام در نوع خود از زيباييهاي منحصر بفردي برخوردار ميباشند.
با آنكه گچبري محراب تاريخ ربيعالاول سال 751 هجريقمري را نشان ميدهد، اما عقيده بر آن است كه اين بنا مربوط به قبل يا اوايل اسلام بوده كه در زمان سلطنت محمد مبارز ـ اولين امير خاندان آل مظفر ـ مرمت و به مسجد تبديل شده است.
قلعه سنگ :
در واقع شهر قديم سيرجان بوده كه در حال حاضر جز ديوارهاي فروريخته و منبر سنگي چيزي باقي نمانده و اگر آثاري موجود باشد ، جز در دل خرابه ها و داخل ساختمانهايي كه به صورت تپه هاي خاك در آمده اند ، چيزي ديده نمي شود .
منبر سنگي قلعه سنگ ، تنها يادگار شهر قديم سيرجان است . اين منبر با ارتفاع 5/1 متر و به وزن بيش از دو تن ، از دوران سلطنت سلطان احمد مظفري ( 789 هجري قمري ) به يادگار مانده كه هفت سال قبل از خرابي شهر قديم سيرجان به اين صورت حجاري شده است . قلعه سنگ بر روي كوه سفيد آهكي ، كه در وسط جلگه سيرجان با ارتفاعي در حدود 200 متر از سطح جلگه قرار دارد ، بنا شده كه محيط آن حدود 4000 متر است . بالاي اين كوه را مسطح نموده اند تا بتوانند ساختمان بسازند. اين قلعه در اصل قلعه نظامي شهر بوده و ساختمانهاي شهر در اطراف قلعه و بخصوص در قسمت شرقي و شمالي آن تا حومه كهن شهر بنا گرديده است .
امروزه كه در بعضي جاها ، بولدزرها خاك آن را براي زراعت و به عنوان كود به باغهاي اطراف مي برند ، قسمتهايي از ديوار اطاقها و سقف ها نمايان مي گردد .
در قسمت جنوبي اي قلعه ، خانه هايي عالي و منازلي مرتفع با ديوارهايي بلند وجود داشته كه محل سكونت اعيان و اشراف بوده است . در سمت شمالي آن خياباني وسيع ، از شرق به غرب امتداد داشته كه در اطراف آن بازار ، منازل مسكوني و تجارتخانه قرار داشته است .
در سمت شمالي ، در نزديكيهاي بالاي اين قلعه ، سنگ را تراشيده و آن را به صورت صفه اي در آورده اند كه به نام شاه نشين معروف است .
در قلعه ، محبسي وجود داشته كه در آن موميايي پيدا شده است . اين محبس در سمت جنوبي قلعه است و شكافي در آن وجود دارد كه معدن موميايي است .
در سمت غربي قلعه ، مغاره اي است در كمر كوه كه به طور طبيعي ، توخالي و تشكيل دالاني طولاني داده و به جز همان راهرويي كه دراد ، ديگر منفذي بر آن نيست و به همين دليل كسي نمي تواند به منتهاي آن برسد . ظاهراً اينجا زندان قلعه بوده است و اشخاص سياسي را كه از و طغيان آنها بم داشتند ، در اين زندان حبس مي كرده اند . اين محبس محل زنداني امير مبارزالدين محمد مظفر و سلطان شاه بوده است .
خلاصه شهري كه قرنها پابرجا بوده و قزاران انسان را در خود جاي و پرورش داده و نيز قلعه اي مهم در ايران به شمار مي رفته ، بيش از شش صد سال است كه ويران شده است . براي ساختن قلعه چون بردن مصالح ساختماني بر فراز كوه كه ارتفاع آن از سطح جلگه 300 متر است آن هم با شيب تند ، كار مشكل و خسته كننده اي بوده، از ابتكار حمل مصالح ساختماني به وسيله بز استفاده كرده اند ؛ به طوري كه بر پشت بزها خورجينكهايي انداخته و داخل هر خورجين يك يا دو آجر مي گذاشته و بزها را روانه بالاي كوه مي كرده اند و در بالا كارگراني بودند كه بار آنها را خالي و مجدداً آنها را روانه پائين مي كرده اند و اين كار دوباره تكرار مي شد .
بقاياي اين مسجد در دوازده كيلومتري جنوب شرقي شهرستان سيرجان ‚ مجاور صخره اي سنگي و بقاياي قلعه اي قديمي واقع گرديده و بر اساس كتيبه موجود ‚ از آثار دوره مظفري - 789 ه . ق - است . اين كتيبه بر بدنه منبري سنگي در فاصله 5 متري شمال قلعه سنگ ‚ درون محوطه مسجدي به طول و عرض 10*15 متر واقع شده است . آثار ديوارهاي مخروبه اين مسجد هنوز به راحتي قابل پيگيري است . روي بدنه جنوبي منبر كه در جهت قبله و احتمالا مقابل محراب مسجد قرار داشته ‚ قابي مستطيل شكل به طول و عرض 130*90 سانتي متر به وجود آورده و سطح آن را به پنج قسمت تقسيم كرده و كتيبه ذيل را به خط نسخ بر آن نوشته اند : " العادل المظفر من السما بالنصر و العز و الفتح المبين عماد الحق والدين الواثق بالملك الصمد بالخيرات (؟) السلطان احمد خلد الله السلطانه اقل مماليك سلطاني في سنه تسع و ثمانين و سبعمائه " ( 789 ه .ق ) . روبه روي اين منبر سنگي و به فاصله 4 متري آن ‚ پايه ستون سنگي مكعب شكل شكسته اي به ابعاد 120*120 و ارتفاع 50 سانتي متر وجود دارد . در فاصله 200 متري منبر نيز پايه ستون ناقصي وجود دارد كه حكايت از ناتمام ماندن بناي مسجد دارد . بر همين اساس به نظر مي رسد كه ساخت مسجد با تهاجم سپاهيان امير تيمور گوركاني به سال 798 هجري به اتمام نرسيده باشد
گمان میرود این بنا که در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان ، هنوز میتوان بقایایی از آنرا دید ، همان مسجد معروف عضدالدوله ( عضدی ) باشد که مقدسی گفته است :
- عضد الدوله ‚ گلدسته هاي شگفت آوري در ميان آن برپا داشته . بر بالاي گلدسته هاي آن ‚ دستگاهي پيچيده و چوبين نهاده كه بخشي از آن هميشه در حال چرخيدن است .
هنوز میتوان باقیمانده خرابه هایی را که با آجر بنا شده است را دید که به غیر از پایه ستون سنگی، قطعاتی از سنگ مرمر و سنگ آهک را که بصورت کتیبه هایی ساخته شده اند ، مشاهده میگردد.
مردم هنوز نیز در گوشه ای از این بنا با روشن کردن شمع ، طلب حاجت می کنند.این مسجد اکنون به نام مسجد صاحب الزمان خوانده میشود. مسجدی که به مانند دیگر بناهای سیرجان در سال ۷۹۸ هجر ی قمری بوسیله لشکریان تیموری خراب شد ، اما پس از آن ماجرا ساکنان آن محل در شهر فعلی سیرجان سکنی گزیدند.
|
ليست شهداي دهستان ملك آباد سيرجان استخراج از دهيار محترم ملك آباد آقاي محمد علي ناظري نويسنده محمد شول | ||||
|
عمليات رزمي |
تاريخ شهادت |
محل شهادت |
نام شهيد |
رديف |
|
كربلاي پنج |
20/10/1365 |
كانال ماهي |
علييار شول |
1 |
|
كربلاي يك |
12/4/1365 |
مهران(قلاويزان) |
احمد شول |
2 |
|
كربلاي پنج |
22/10/1365 |
شلمچه |
سيد غضنفر حسيني |
3 |
|
خيبر |
22/12/1362 |
جزيره مجنون |
اصغر بهرامي |
4 |
|
كربلاي پنج |
23/10/1365 |
منطقه شلمچه – كانال ماهي |
عبدالله خواجويي نژاد |
5 |
|
كربلاي يك |
12/4/1365 |
مهران(قلاويزان) |
عبدالعظيم خواجويي نژاد |
6 |
|
آبادان |
17/4/1360 |
آبادان |
حميد خواجويي-محمدزمان |
7 |
|
زاغه مهمات شهيد بهشتي كرمان |
2/7/1362 |
كرمان-ماموريت بسيج |
محمد خواجويي – عوض |
8 |
|
درگيري با اشرار- در منطقه عمومي چاه گز |
28/10/1370 |
سيرجان |
محمد خواجويي- غلامعباس |
9 |
|
درگيري با حزب منحله دموكرات |
11/7/1371 |
مريوان |
غلامرضا ايزدآبادي |
10 |
|
طريق القدس |
2/3/1361 |
گيلان غرب |
محمد رضا خورتن-عباس |
11 |
|
؟ |
؟ |
؟ |
مجيد خواجويي جلال |
12 |







